متن كامل را در ادامه مطلب بخوانيد:
به نقل از وبلاگ :ققنوس در شهر
کیانوش
سلطانی دبیر این همایش با اعلام این خبرگفت دومین همایش شاهنامه خوانی
بختیاری با شرکت شاهنامه خوانان بختیاری در سبکهای مختلف وبا حضور گروه
های موسیقی ازسایر استانهای کشور برگزار می گردد . وی همچنین حضور هنرمندانی همچون غلامشاه قنبری، علی حافظی و اساتیدی همچون دکتر غفار پور بختیار را از ویژگیهای این همایش دانست. وی مکان این مراسم را سالن سازمان آب و بق گیت بوستان و زمان آن را بیستم آذرماه 88 ذکر کرد.
انجمن آسماری بختیاری برگزار می کند
دومین همایش شاهنامه خوانی بختیاری به همت انجمن آسماری بختیاری در اهواز برگزار می گردد.
نوشته شده توسط فريدون در شنبه 14 آذر1388 ساعت 11:42 موضوع | لينک ثابت
نوشته شده توسط فريدون در پنجشنبه 12 آذر1388 ساعت 11:3 موضوع | لينک ثابت
ا

نامه سردار اسعد به روزنامه کشکول اصفهان
سردار اسعد که از رجال مشروطهخواه بختیاری محسوب میشد، در زمان
بمباران مجلس ملی در اروپا به سرمیبرد، با ترغیب مشروطهخواهان فراری و
صدور احکام علما، مصمم شد که جنگ بختیاری و محمدعلی شاه را از اصفهان
فراتر برده و تا بازگشایی مجلس ملی مبارزه را ادامه دهد
منبع: لور
ارایه سند :استادعبدالمهدی رجایی
تنظیم: انجمن آسماری بختیاری
سردار اسعد که از رجال مشروطهخواه بختیاری محسوب میشد، در زمان بمباران مجلس ملی در اروپا به سرمیبرد، با ترغیب مشروطهخواهان فراری و صدور احکام علما، مصمم شد که جنگ بختیاری و محمدعلی شاه را از اصفهان فراتر برده و تا بازگشایی مجلس ملی مبارزه را ادامه دهد. لذا عازم ایران شد و هنگام عزیمت، در مصاحبهای با روزنامههای هندوستان در بندر بمبئی رسماً تصمیم خود را در اعاده مشروطه اعلام میکند. وی پس از ورود به ایران با انعقاد موافقتنامههای دوستی با سران ایلات عرب و قشقایی که همسایگان و رقبای محلی بختیاریها بودند، به میان ایل آمد و به جمعآوری و تجهیز سپاه پرداخت. در همین هنگام تعدادی از نویسندگان جراید اصفهان و تهران به تحریک یا تهدید عمال حکومت، با مشکوک جلوه دادن تصمیم بختیاریها در ورود به مناقشات مشروطه سعی در تخریب وجه رهبران آنها و ایجاد شکاف و بدبینی میان مردم اصفهان و مشروطهخواهان داشتند لذا «سردار» برای پایان دادن به شایعات از «جونقان» مرکز حکومت بختیاری نامهای خطاب به نشریه کشکول اصفهان مینویسد و شرحی از نیات خود و چگونگی ورود به این عرصه و وضعیت اردوی در حال تدارک مجاهدین داده و به نفاقافکنان تذکر میدهد:
«ادارة محترمة [روزنامه] كشكول را زحمت ميدهم. شرحي در اوراق شريفه از خدمات بنده و اقدامات اخوانِ عظام و بنياعمامِ والامقام تمجيد فرموده بوديد كه: ايل بختياري را در راه خدمت به ملت و تحصيل آزادي همدست نموده، نقد جان بر كف نهاده، حاضر جان فشاني شدهايم، اگر چه فطرتاً هر انساني عاشق تمجيد و تجليل است، آن هم در اوراق محترمة جرايد مليه، ولي اين بنده عرضه ميدارم خدمت به ملت والا، سيمّا[1] در تحصيل آزادي و امنيت تكليف اصلي و وظيفه اوليه هر انسان است و ايفاي وظيفه و اداي قرض و استحقاق، هيچگونه تمجيد ندارد...
بنابراين بنده و اخوان عظام و بنياعمام گرام، قرض ملتپرستي خود را در مقام ادا بر آمدهايم و لاسيّما. بعد از زيارت احكام مطاعة آيات باهرات الهيه و حجج مقدسة اسلاميت در وجوب اقدام و لزوم اهتمام در استرداد حقوق مغضوبة ملت و انعقاد مجلس معطلة شوراي ملي، كه بالصراحه مجاهده در اين راه را به منزلة جهاد در ركاب امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ مقرر فرمودهاند[2]، در اين صورت تعجب دارم از اشخاصي كه بر خلاف اين احكام اقدام دارند و باز هم دعوي مسلماني ميكنند و يا با چنين مقصود مقدس شوخي و دو رنگي روا ميدارند و نفاق ميكنند و يا با زبان تنها اظهار معاونت [ميكنند]... مجملاً از مدير محترم، با آنكه واقف به رموز سياست وعالم به فنون پلتيك هستند، حيرت دارم كه فقط بشارت از حركت اين جانب با استعداد كافي نوشتهايد و اصل مقصود را ننوشته گذاشتهايد و گويا از شدت وضوح محتاج به توضيح ندانستهايد، ولي خود بنده ناچارم مختصري در اين مرحله توضيحات بنگارم تا عموم برادران ايراني و مأمورين ديپلماتي ملل متمدنه جهت تحمل اين همه مشقت را بدانند و توجيه «مالايرضي صاحبه»[3] نكنند.
اين بنده و ساير رؤساي ايل بختياري منتهاي رياست و راحت و امنيت را داشته و داريم و به هيچوجه هواي سلطنت و خيال حكومت و ازدياد ثروت نداشته و نداريم ، مدتي بود در ممالك متمدنه آزاد دنيا به معالجه و تفريح مشغول بودم و از هيچ جهت كم و كاستي نداشتم، از ده ماه به اين طرف در جرايد و تلگرافات خارجه اخبار وحشت آثارِ دربارِ وحشت مدارِ ايران را ميخواندم و خون جگر ميخوردم و آن همه سرزنشها دربارة پادشاه ايران ميشنيدم. و به ناچار تحمل ميكردم و با جماعتي از دانشمندان و آوارگان ايران بر ذلت و جهالت ملت ايران و فضاحت درباريانِ بيشرف گريه ميكردم و به وسايل سياسيه، حفظ استقلال ايران را، كه مشرف به اضمحلال بود، محافظت ميكردم. تا آنكه احكام مطاعة متواتره از حجج اسلاميه، كه امروزه پيشواي دين و مرجع مسلمين هستند، زيارت شد كه بر اهل قدرت و صاحبان شوكت، به حكم اسلاميت، اعادة مشروطيت واجب و از وظايف اولية اسلاميت شمردهاند، و سياسيون مسلم اروپا هم شهادت ميدهند كه پيش آمد ايران منحصر به يكي از دو امر است: يا اعادة مشروطيت و يا محو و اضمحلال ابدي، و چون هيچ ايراني با حس نميتواند محو استقلال وطن عزيز خود را ببيند و ساكت بنشيند و هيچ مسلماني نميتواند از اطاعت احكام مقدسة رؤساي دين خود تخلف نمايد، لهذا به حكم اسلاميت و وظيفة انسانيت، اين بنده مصمم شدم كه حقوق مغضوبة ملت مظلومه را از چنگال غاصبين استرداد نمايم، تا هم ديانت مقدسة اسلاميت محفوظ بماند و هم استقلال وطن عزيز از غرقاب اضمحلال نجات يابد.اين است كه با نهايت عجله به خاك ايران آمدم و حمد خداي را كه تا كنون در هر مقام، مقاصد را به خوبي انجام داده ام و مثل جناب «سردار ارفع»[4] سرحد دار و حاكم محمره، كه يكي از رجال كافي ايران است، با خود همراه كردم و رؤساي ايل جليل بختياري را بالتمام مهياي جان فشاني نمودم و جناب مستطاب اجل آقاي سردار محتشم با تمام قوا، بلكه به صرف جان عزيز خود، حاضر جان فشاني شدند و ابتدا دو هزار سوارِ جرار انتخاب كردم.
ولي بعد از آنكه به مركز چهارمحل آمدم و رؤساي طوايف مختلفة بختياري از هر طرف داوطلبانه براي خدمت به ملت حاضر شدند و تا كنون ده هزار سواره و پيادة مسلح حاضر شدند و همه روزه دسته دسته به جونقان ميآيند و سان ميدهند و اگر نواقص دارند تكميل نموده، به اردوي حضرت مستطاب اجل آقاي صمصامالسلطنه و جناب مستطاب اجل حاجي خسروخان در مورچهخورت ملحق ميشوند و خود بنده منتظر ورود جناب سردار محتشم و نورچشم سردار بهادر [5] هستم كه تا چهارم ماه ربيعالثاني وارد ميشوند و با بقية اردو و سوارهايي كه از گرمسير انتخاب كردهاند به اصفهان آمده و معجلاً به تهران ميرويم. و از پارهاي اخبار كه از مستبدين اصفهان انتشار يافته ابداً دلسرد نخواهم شد و اگر تمام دنيا مانع از انجام مقصود بنده شوند، با تمام آنها مدافعه ميكنم و از هيچ خطري روگردان نخواهم شد «يا جان رسد به جانان يا جان ز تن برآيد» يا بايد شاهد مقصود را در آغوش بگيرم و يا با كمال افتخار در خون خود بغلطم. فقط چيزي كه ميتواند مرا از راه باز دارد صدور دستخط مشروطيت است كه در هر نقطه بشنوم كه دستخط مشروطيت صادر شده، از همان راهي كه آمدهام بر ميگردم. والّا چهار مقابل، بلكه ده مقابل اردوي كاشان به قدر سر سوزني نميتواند مانع از سرعت سير بختیاری شود و از خداوند و ارواح انبياء و اولياء توفيق انجام مقصود را استدعاء مينمايم و از جناب مدير محترم منتظرم كه عموم ملت را تشويق كنيد و برادر[ان] غيرتمند آذربايجاني را، كه گوي سبقت از تمام آزاديطلبان عالم ربودهاند، و برادران گيلاني، كه در زير ساية حضرت سپهدار اعظم[6] نايل افتخار تاريخي شدهاند، و برادران آزاديخواه تهران كه اسير سرپنجة ظلم و استبداد دربار هستند، بشارت دهيد كه عماقريب بيرق آزادي را در سردر بهارستان بلند خواهم كرد يا جان نالايق خود و كسان خود را فداي آنها خواهم كرد.
«زنده باد ملت ايران. پاينده باد آزادي»
(فدايي ملت ايران عليقلي بختياري)[7]
----------------------------
پینوشت:
-[1] سيما: مخصوصاً.
[2] - اشاره است به دهها فتوايي كه در زمان استبداد صغير از سوي آيت الله آخوندخراساني و آيت الله مازندراني در وجوب دفاع از مشروطيت و دفع محمدعلي شاه صادر شد. در اين باره رك: آيت الله آقا نجفي قوچاني، برگي از تاريخ معاصر، به تصحيح ر.ع شاكري، نشر هفت، چاپ اول، 1378.
[3] - آنچه صاحبش راضي نيست.
[4] - سردار ارفع منظور همان شيخ خزعل بعدي حاكم محمره بود. سرداراسعد از اروپا به هندوستان و از آنجا به خوزستان قدم نهاد. وي با هم پيمان كردن شيخ خزعل و گرفتن ده هزار تومان كمك مالي از وي، از پشت سر خود مطمئن شد. (سرداراسعد و ششلسانالسلطنه سپهر، تاريخ بختياري، به اهتمام جمشيد كيان فر، اساطير، چاپ اول، 1376، ص 457)
[5] - جعفرقليخان سردار بهادر (سرداراسعد بعدي) فرزند عليقليخان بود كه پس از فتح تهران فرمانده نيروهاي بختياري در جنگهاي متعدد گرديد. وي در دورة رضاشاه چند بار به وزارت رسيد كه در آخرين آن به سال 1313 ش وقتي كه وزير بود به جرم اقدام عليه امنيت كشور به دست رضاخان كشته شد. پس از مرگ وي نفوذ و حضور بختياريها در دولت و دربار به شدت كاهش يافت. راجع به اين واقعه رك: عليصالح اردوان، ماجراي قتل سردار اسعد بختياري، به كوشش حميدرضا دالوند، مركز اسناد انقلاب اسلامي، چاپ اول 1379.
[6] - محمدوليخان تنكابني، سپهدار اعظم، فرماندة قشون اعزامي براي سركوب جنبش تبريز بود كه بواسطة اختلاف با عين الدوله متغيراً به تنكابن بازگشت و علم آزادي خواهي بر افراشت. چندي بعد كه مشروطه خواهان، شهر رشت را از دست نيروهاي دولتي خارج كردند از وي خواستند تا رياست آنها را بپذيرد. از اين به بعد سپهدار اعظم فرمانده نيروهاي شمال گرديده و يكي از دو فاتح تهران (در كنار سرداراسعد ) گرديد. سپهدار اعظم بعد از آن چندين بار به مقام نخست وزيري رسيد.راجع به او رك: يادداشتهاي سپهسالار تنكابني (محمدولي خان خلعتبري) گردآوري اميرعبدالصمدخلعتبري، به اهتمام محمود تفضلي، نوين، چاپ اول 1362.
[7] - روزنامه كشكول، سال دوم، ش 8، 7 ربيع الثاني 1327. نيز در روزنامه جهاداكبر، سال دوم، ش 15، 10 ربيع الثاني
1327
نوشته شده توسط فريدون در دوشنبه 9 آذر1388 ساعت 16:39 موضوع | لينک ثابت
شعر نو از شاعر لر زبان "رهدار":
منبع:لور
آن سان كه ميكوبد باد / بر دهل سينهي فلك الافلاك / هيجار "دايه، دايه" را / "دالــكَه" / وقت صلح است!
اي بي دا ترين كُر ! همهي لُرمادران تو را "دا" صدا ميزنند و تو را به سوگند تُرنههاي رنگباختهشان مادرانه دعوتي خواهند تو را كه بوي حناي نشسته بر گيسوئي كه قيچي روزگار به عزايش نشانده است ميخواند ب ي ي ي ي دا ترين تا تو آسان بگذري از دروازههاي يقهي دا و رولهها [1] كه ميكشيد خط بطلاني بر هر چه قانون A منفي +O كرده بود و تو را كه سنگ و دره و دشت و بلوط مادرست آن سان كه ميكوبد باد بر دهل سينهي فلك الافلاك هيجار "دايه، دايه" را "دالــكَه "! وقت صلح است! [1]
- در گذشته وقتي لُر مادري بچه ي غير خود را به فرزندي ميپذيرفت آن را
از يقهي پيراهن خود عبور ميداد و از دامن خود اين بچه را پيش از اينكه
پايش به زمين بخورد ميگرفت و به آغوش ميكشيد. اين آئين آتش مهر مادري و
فرزندي را شعلهور تر ميكرد .
نوشته شده توسط فريدون در دوشنبه 25 آبان1388 ساعت 7:55 موضوع | لينک ثابت

“یونانیان و مصریان با الکتریسیته ساکن آشنایی داشتند. پارتیها (اشکانیان) در بغداد در فاصله سالهای ۲۵۰ق.م تا ۲۲۴ پ.م. باتری الکتریکی ساختند. شرکت جنرال الکتریک این باتریها را شبیه سازی کرده است.” این ها جملاتی است که در ابتدای فصل ۳ کتاب chemical and electrochemical energy systems نوشته شده.
با خود می اندیشم که پس آنچه مدتی پیش دیده بودم و باورش برام سخت می نمود حقیقت دارد! باز هم جستجو می کنم …در صفحه ی 136 از کتاب Mirrors of the Unseen نوشته ی Jason Elliot نوشته شده:
“۲۰۰۰ سال پیش از اینکه کنت ولتا الکترودهای مشهور خود را به پای قورباغه متصل کند، باتری الکتریکی مورد استفاده ی پارتیان (اشکانیان) بوده. این باتریها به باتری های بغداد مشهورند. با روش “تعیین عمر کربنی (Radiocarbon dating)”دریافتند که قدمت این پیل ها به 200 پ.م. می رسد. این پیلها دارای بدنه ی بیرونی از جنس ارتن ور بوده که حاوی میله ای آهنی است و به وسیله ی بخشی از بدنه ی مسی (میله ی آهنی درون استوانه ی مسی) ایزوله شده است. زمانی که درون محفظه با محلولی الکترولیت مانند آبلیمو پر شود، این وسیله جریان الکتریکی خفیفی تولید می کند. آزمایش های بعدی نشان داد که این وسیله ممکن است برای آبکاری جواهرات به کار می رفته.”
باز هم جستجو می کنم. صفحه ی 132 از کتاب Hidden History نوشته ی Brian Haughton :
“در سال 1938 باستان شناس آلمانی ویلهلم کونیگ که در آن زمان اداره ی موزه ی بغداد را به عهده داشت، در زیر زمین این موزه به جعبه ای برخورد که شیئ (اشیا) عجیبی در خود داشت. او پس از تحقیقاتی به این نتیجه رسید که این وسیله شبیه یک باتری مدرن است. او در مقاله ای این مطلب را منتشر کرد و از این وسیله با عنوان باتری باستانی یاد کرد که برای آبکاری و انتقال لایه ای از طلا یا نقره از سطحی به سطح دیگر به کار می رفته. وی همچنین این تئوری را مطرح کرد که احتمالا با اتصال چند باتری باستانی قادر بودند که (ولتاژ) خروجی بیشتری تولید کنند. ویلارد گری (Willard Gray)، یک مهندس برق شرکت جنرال الکتریک در ایالت ماساچوست، پس از مطالعه ی مقاله ی کونیگ تصمیم گرفت این باتری را بازسازی کند. زمانی که او درون کوزه ی سفالین را با آب انگور، سرکه یا محلول سولفات مس پر کرد موفق به تولید ولتاژ حدود 1.5 تا 2 ولت شد. در 1978 دکتر اگبرشت مصر شناس مشهور نمونه ای از باتریهای بغداد را بازسازی کرد و آن را با آب انگور پر نمود و توانست ولتاژ 0.87 ولت تولید کند که از آن برای طلاکاری یک پیکره ی نقره ای استفاده کرد. او از این آزمایش نتیجه گرفت که بسیاری از اشیای باستانی که در موزه ها به عنوان طلا در نظر گرفته می شوند ممکن است نقره هایی باشند که آب طلا داده شده اند. نمونه های بیشتری از این باتری های باستانی در سال 1999 توسط دانشجویان دکتر Marjorie Senechal، استاد ریاضیات و تاریخ علم در Smith College ماساچوست، ساخته شد. آنها با پر کردن کوزه ی آن با سرکه قادر به تولید ولتاژ 1.1 ولت بودند. علاوه بر تئوری استفاده از این باتریها برای آبکاری فلزات، تئوری های دیگری مبنی بر استفاده ی پزشکی یا موارد دیگر داده شده” (برای اطلاعات بیشترمی توانید به اصل کتاب مراجعه کنید.)

همچنین مطالب دیگری مرتبط با باتریهای اشکانی رو در کتابهای زیر دیدم:
صفحه ی 266 کتاب From Atlantis to the Sphinx نوشته ی Colin Wilson
صفحه ی 175 کتاب Shadows in the Desert نوشته ی Kaveh Farrokh
حالا دیگه باور کردم که نخستین باتری الکتریکی حدود 2000 سال پیش ساخته شده…
نوشته شده توسط فريدون در یکشنبه 24 آبان1388 ساعت 16:12 موضوع | لينک ثابت
یكی از این روایتهای تاریخی هرودوت، ماجرای لشكركشی كمبوجیه، پسر كوروش و دومین شاه هخامنشی به شمال آفریقا را در برمیگیرد. او كه 70 سال پس از تصرف مصر به دست كمبوجیه به آن كشور سفر كرده بود، با روایتی شفاهی از گم شدن بخشی از سپاهیان ایران در صحرای شمال آفریقا روبهرو شد. بنا به نوشته هرودوت، پس از آن كه سپاه هخامنشی مصر را فتح كرد، 2 شاخه از آن به سمت حبشه در جنوب مصر و منطقه كارتاژ (تونس امروزی) در غرب صحرای بزرگ آفریقا روانه شد. سپاهیان راهی شده به حبشه، آن كشور را خراجگزار امپراتوری پارس كردند و پیروزمندانه بازگشتند، اما از لشكریان اعزامی به غرب هیچ خبری به دست نیامد؛ انگار صحرای بزرگ دهان باز كرده و آنان را بلعیده بود.
اگرچه از همان 2500 سال پیش، سرنوشت نامعلوم سربازان ایرانی، ذهن و فكر بسیاری از مورخان را به خود مشغول كرده بود، اما تا قرن 19 میلادی، هیچ كاوش باستانشناسی در این منطقه صورت نگرفت. تلاش باستانشناسان هم در 150 سال اول فعالیت به هیچ نتیجه مثبتی نرسید تا اینكه یك اتفاق در گرماگرم نبردهای جنگ جهانی دوم در دهه 40 میلادی اولین نشانههای سپاه گمشده پارسی را نمایان ساخت.
وقتی كه لشكریان آلمان نازی به فرماندهی مارشال رومل در برابر سپاهیان انگلیسی در شمال آفریقا صف آرایی كرده بودند، حفر سنگرهاو كانالهای دفاعی در شنزار صحرا، قطعات فلزی كوچكی از سرنیزه، خود و سپر را به سطح زمین آورد كه در همان زمان بسیاری از باستانشناسان و تاریخنگاران را به این باور رساند كه راز گمشدن سپاه كمبوجیه به زودی آشكار خواهد شد؛ انتظاری كه بیش از 60 سال طول كشید تا به ثمر بنشیند.
پس از 2500 سال كه واقعه تاریخی دفنشدن سربازان ایرانی در شنزارهای صحرای آفریقا به افسانه تبدیل شده است و از پیدا شدن اولین نشانههای سپاهیان پارسی 66 سال میگذرد، اینك خبر میرسد كه باستانشناسان ایتالیایی سرانجام ارتش گمشده ایرانی را پیدا كردهاند. به گزارش خبرگزاریها، 2 باستانشناس ایتالیایی با كشف چند سلاح برنزی، یك دستبند نقرهای، یك گوشواره، تعدادی قطعات فلزی و صدها استخوان در نقطهای دورافتاده در صحرای شمالی آفریقا، اعلام كردهاند كه گره از ماجرای مرگبار ثبت شده در نوشتههای هرودوت را گشودهاند.
آنجلو كاستیگلیونی، سرپرست گروه باستانشناس ایتالیایی معتقد است برخلاف فرضیههای پیشین، ارتش كمبوجیه راه كاروان رو همیشگی صحرا را برای عبور خود انتخاب نكرده، بلكه كمی به جنوب منحرف شده بودند و برای همین باستانشناسان در 2 قرن گذشته نتوانستهاند نشانی از آنان بیابند.
كشف این نشانههای تازه، امیدی تازه در دل باستانشناسان و تاریخ نگاران دمیده است تا شاهد حل معمای بزرگ تاریخی دیگری باشند. ما هم منتظر میمانیم تا در آینده از سرنوشت هممیهنانی كه 2500 سال پیش از این جانباختهاند. آگاهی یابیم.
به نقل از سايت آينده
نوشته شده توسط فريدون در پنجشنبه 21 آبان1388 ساعت 10:37 موضوع | لينک ثابت
رئیس سازمان میراث فرهنگی
لرستان: متاسفانه در 3 سال اخیر (از سال 85 تا کنون) کارهای پژوهشی در
استان لرستان به نوعی مورد غفلت قرار گرفته است. در حال حاضر هفت پژوهشکده
مرتبط با میراث فرهنگی در کشور وجود دارد، خاطر نشان کرد: متاسفانه این
پژوهشکده ها هیچ پژوهشی در مورد زبان و گویش و آداب و سنن لرستان انجام
نداده اند. زبان و گویش این استان در حال فراموشی است
خبرگزاری مهر: رئیس سازمان
میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان لرستان گفت: در 3 سال اخیرکار
پژوهش در سازمان میراث فرهنگی این استان مورد غفلت قرار گرفته است.
به گزارش خبرنگار مهر در خرم آباد، محمد رحم دل روز یک شنبه در جلسه
کارگروه اجتماعی و فرهنگی در محل استانداری لرستان، اظهار داشت: از سال 67
که شاکله اصلی میراث فرهنگی به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید پژوهش های
گسترده ای را انجام داده است ولی متاسفانه از سال 85 تا کنون کارهای
پژوهشی در استان لرستان به نوعی مورد غفلت قرار گرفته است.
وی با بیان اینکه در حال حاضر هفت پژوهشکده مرتبط با میراث فرهنگی در کشور وجود دارد، خاطر نشان کرد: متاسفانه این پژوهشکده ها هیچ پژوهشی در مورد زبان و گویش استان و همچنین آداب و سنن لرستان انجام نداده اند.
رئیس سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان لرستان با بیان اینکه این سازمان بیشتر پژوهش های خود را معطوف به ابعاد بین المللی کرده است، یادآور شد: سازمان میراث فرهنگی از حوزه های استانی غفلت کرده است.
رحمدل یادآور شد: تاکنون مطالعات پایه 8 پژوهش در استان به این پژوهشکده ها داده شده است ولی متاسفانه هیچ پژوهشی در زمینه آداب و سنن و گویش های لرستان انجام نگرفته است.
وی با بیان اینکه بسیاری از پژوهش های لرستان به صورت نیمه تمام و ابتر باقی مانده است، عنوان کرد: ایجاد اطلس های مردم شناسی، آگاهی دادن به نسل جوان و ایجاد راهکارهای موثر در زمینه افق فرهنگی استان ضروری است.
رئیس سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی لرستان با اشاره به اینکه بعضی مطالعات پژوهشی در استان انجام شده است ولی متاسفانه در مرحله اجرا ابتر مانده است، خاطر نشان کرد: تنها راهی که می توان زمینه اجرای فعالیت های مرتبط با سیر تحول و شکل گیری اخلاق اجتماعی و آداب و سنن بومی در استان انجام شود توجه به میراث فرهنگی در استان است.
رحم دل با تاکبد بر تهیه اطلس مردم شناسی و زبان و گویش لرستان، خاطر نشان کرد: بحث مردم شناسی و زبان و گویش این استان سیر میرایی دارد.
وی با انتقاد از اینکه زبان و گویش این استان در حال فراموشی است، بر ضرورت مستند سازی زبان لری در کشور تاکید کرد
منبع خبر :لرنا
نوشته شده توسط فريدون در پنجشنبه 7 آبان1388 ساعت 10:47 موضوع | لينک ثابت
آواز شجریان؛ ترنم هويت قومي و ملي
استادعلی اکبر شکارچی درسال ۱۳۲۸ در لرستان متولد شد.
|
در
سال ۱۳۵۰ از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد و برای
فراگیری ردیفهای سازی و آوازی و قطعات ضربی از محضر اساتیدی همچون داریوش
صفوت، نورعلیخان برومند،محمود کریمی، یوسف فروتن، سعید هرمزی و جلال
ذالفنون بهره برد.
نوشته شده توسط فريدون در سه شنبه 17 شهریور1388 ساعت 13:19 موضوع | لينک ثابت
نوشته شده توسط فريدون در چهارشنبه 21 مرداد1388 ساعت 15:45 موضوع | لينک ثابت

نوشته شده توسط فريدون در چهارشنبه 7 مرداد1388 ساعت 13:2 موضوع | لينک ثابت
نوشته شده توسط فريدون در یکشنبه 21 تیر1388 ساعت 7:29 موضوع | لينک ثابت
پـــــر از درد دیـــــــدم دل پارســـــا /
که اندر جـــهــان دیـــو بــد پادشـــاه
نــــمانــیــم کـیـن بوم ویــران کنند /
هــمــی غــارت از شــهـر ایران کنند
نـــــخوانـنـد بر ما کــــسـی آفــرین /
چـــو ویـــران بود بوم ایـــران زمـــین
دریغ است ایران که ویـــران شـــود /
کـــنــام پــلنــگان و شــیران شـــود
همه سربه سر تن به کشتن دهیم
/ از آن به که ایران به دشمن دهیم
چو ایـــران مبـــــاشد تــــن من مباد /
در این مرز و بوم زنده یک تن مباد…
نوشته شده توسط فريدون در شنبه 23 خرداد1388 ساعت 8:25 موضوع | لينک ثابت
نوشته شده توسط فريدون در سه شنبه 19 خرداد1388 ساعت 11:13 موضوع | لينک ثابت
در
نوشته شده توسط فريدون در سه شنبه 19 خرداد1388 ساعت 10:23 موضوع | لينک ثابت
پايگاه تاريخ و فرهنگ ايران:
|
بیگانه |
پارسی |
بیگانه |
پارسی | |
|
وحشی |
دد |
وصیت , نصیحت |
اندرز | |
|
بالاخره |
در نهایت , سرانجام |
عاصی |
اپارون, گنهکار | |
|
علمدار |
درفشدار |
نیشابور |
اپرشتر , ابرشهر | |
|
تاخیر |
درنگ , دیرپای |
متصدی , مامور |
اپرمان | |
|
سلام |
درود |
بلندی , عظمت , جلال |
اپروند , ورجاوند | |
|
خلیج فارس |
دریای پارس |
جاسوس |
اپیشه | |
|
دریای خزر |
کاسپین , آبسکون , مازندران |
دشمن شیطان |
ادیوه | |
|
دریای عمان |
دریای مک کران , مکران |
فیروز آباد فارس |
ارتخشر خوره , اردشیرخوره | |
|
دریای عمان |
دریای اریتره |
مطلوب |
ارتشت | |
|
مشکل |
دشوار |
نظامی , مبارز |
ارتشتار | |
|
مغشوش , مضطرب |
دگرگون |
عزیز , شریف |
ارجهوت , ارجمند | |
|
نیت خالص |
دل سپید |
ساعد |
ارش | |
|
شجاع |
دلاور |
شط العرب ( نامی جعلی ) |
اروند رود | |
|
زشت , قبیح |
دوش |
اغفال , اتهام |
ارنگ | |
|
ملاقات |
دیدار |
از صمیم قلب |
ازدل راستی | |
|
عطا کننده |
راد , بخشنده |
اصطبل |
اسپستان | |
|
حقیقی , واقعی |
راستین |
قیم |
استور | |
|
طریق |
راه |
حق |
اشا , رساتی | |
|
مشاور |
رایزن |
تعالی |
افراز | |
|
مشاور |
رایزنی |
دریغ و حسرت |
افسوس | |
|
قیام |
رستاخیز |
معیوب |
اک | |
|
خلاص شدن |
رستن |
الان |
اکنون | |
|
حسادت |
رشک |
مرداد |
امرداد | |
|
عملکرد |
رفتار |
عمومی |
امرکان | |
|
خلاص شدن |
رهایی یافتن |
شریک |
انباز | |
|
ولی , هادی , امام |
رهنما |
حزب |
انجمن | |
|
جاری |
روان |
داخل |
اندرون | |
|
عالم |
روزگار |
صغیر |
اندک , کوچک | |
|
ایام |
روزها |
غصه دار |
اندوهگین , انداکن | |
|
صریح , واضح |
روشناک |
غم انگیز |
اندوهناک | |
|
حاصل کردن |
رویاندن |
متفکر |
اندیشمند | |
|
هوس |
ریژ |
تفکر |
اندیشه | |
|
طناب |
ریسمان |
تصور کردن |
انگاشتن | |
|
تولد |
زادروز |
عسل |
انگبین | |
|
ولادت |
زایش , زادروز |
قصد , هدف |
انگیزه | |
|
ذیل |
زیر |
غیر و ضد ایرانی |
انیران | |
|
حیات |
زیستن , زندگانی |
ابلیس , شیطان |
اهریمن | |
|
عمیق |
ژرف |
الله |
اهورا | |
|
بعد |
سپس |
دارای نیروی خارق العاده |
اوجومند | |
|
مقدس |
سپنتا |
مقام وعظمت |
اورنگ | |
|
موقت , عاریت |
سپنج |
ودیعه |
اوستان | |
|
عرش |
سپهر |
رود جیحون |
اوشان | |
|
کامل و تمام |
سپوریک |
نخست |
اول | |
|
نجم , نجوم |
ستاره , اختر |
اللهی آمین |
ایدون باد | |
|
قابل تقدیر |
ستایش |
الله |
ایزد , یزدان |
نوشته شده توسط فريدون در سه شنبه 5 خرداد1388 ساعت 9:2 موضوع | لينک ثابت
... |
نوشته شده توسط فريدون در یکشنبه 3 خرداد1388 ساعت 10:34 موضوع | لينک ثابت
نوشته شده توسط فريدون در شنبه 26 اردیبهشت1388 ساعت 10:37 موضوع | لينک ثابت
اين وبلاگ در نظر دارد از بين هم استانيهاي مقيم شهر اهواز كه تمايل به همكاري و همياري يكديگر در شهر اهواز دارند، جهت تشكيل انجمن لرستانيهاي مقيم اهواز قدم كوچكي بردارد .

از كليه دوستان و كساني كه بيننده اين وبلاگ و ساير رسانه هاي اينترنتي هستند دعوت به همكاري مينماييم.
اميد است اين اقدام كوچك پايه گذار همدلي ، دوستي و كمك به هم استانيهاي گرامي باشد.
جهت اطلاعات بيشتر به وسيله اين ايميل با ما تماس بگيريد:
TIAM658@YAHOO.COM
نوشته شده توسط فريدون در جمعه 25 اردیبهشت1388 ساعت 11:3 موضوع | لينک ثابت

برای شناخت بیشتر و بهتر تاریخی که کشور کره جنوبی به یغما برده است نظر شما را به بخش های از تاریخ دودمان اشکانیان و پارت های ایران جلب می کنم :

فرمانروای ایران یاغی
هان باختر و خاور را مطیع خویش نمود و با ووتی فغفور فرمانروای چین از
سلسله هان (۱۴۱ تا ۷۸ پیش از میلاد) روابط سیاسی و بازرگانی برقرار نمود .
مهرداد دوم دوباره شکوه را به ایران بازگرداند ...
نوشته شده توسط فريدون در شنبه 19 اردیبهشت1388 ساعت 8:35 موضوع | لينک ثابت
تا پیش از سال 85 به مدت بیش از دو دهه هیچ گونه نشانی
از این پلنگ زیبا در پهنه لرستان مشاهده نشد تا جایی که محیط زیست، پلنگ
لرستانی را از جمله گونه های منقرض شده پلنگ در فهرست خود ثبت کرد.
در ادامه ميخوانيم...
منبع:خبرگزاري مهر
نوشته شده توسط فريدون در شنبه 22 فروردین1388 ساعت 7:50 موضوع | لينک ثابت
برآسوده از رنج تن دل ز کين
بزرگان به شادی بياراستند
می و جام و رامشگران خواستند
به جمشيد بر گوهر افشاند
چنين جشن فرخ از آن روزگار
بمانده از آن خسروان يادگار
منبع :نشريه لور-كرائي
نوشته شده توسط فريدون در دوشنبه 17 فروردین1388 ساعت 17:8 موضوع | لينک ثابت
رئیس
بنیاد فردوسی از احیای روستای "دیه پاژ" زادگاه فردوسی و تبدیل آن به شهرک
شاهنامه همزمان با روز بزرگداشت فردوسی در 26 اردیبهشتماه امسال خبر داد.
دکتر
محمد حسین طوسیوند در گفتگو خبرنگار مهر گفت: بنیاد فردوسی پس از پنج سال
فعالیت خستگی ناپذیر امروز از طرف کلیه فرهیختگان کشور مورد استقبال قرار
گرفته و تشویق میشود.
نوشته شده توسط فريدون در شنبه 15 فروردین1388 ساعت 12:0 موضوع | لينک ثابت
نظر سنجی سازمان ملل در مورد درج نوروز در تقویم بین المللی
به عنوان یک روز جهانی تا الان فقط 350هزار نفر ثبت شده،
سریع اقدام کنید و به دیگران هم یا آوری کنید.
برای ثبت نوروز در تقویم سازمان ملل امضا نمایید.
http://www.petitiononline.com/Norouz/
نوشته شده توسط فريدون در سه شنبه 27 اسفند1387 ساعت 16:33 موضوع | لينک ثابت
پادشاه روم به انوشيروان دادگر نامه نوشت كه چه كردي كه هيچ كس در آن سرزمين با تو مخالفت نكرد. انوشيروان پاسخ داد كه هفت چيز:
يكم، آنكه زبانم را از دشنام دادن بازداشتم
دوم، در امر و نهي به ديگران، سخن زشت و بيهوده نگفتم
سوم، به وعدههاي خود عمل كردم
چهارم، به هركسي بنابر شايستگي وي مقام دادم نه برپايهي آرزوي خودم
پنجم، مجرمان را براي ادب مجازات كردم نه از روي خشم خود
ششم، با داد و انصاف براي مردم ايمني ايجاد كردم
هفتم، خود را دوستي يكدل براي مردم قرار دادم
ز شاهان كه با تخت و افسر بدند |
| به گنج و به لشكر توانگر بدند |
نبد دادگرتر ز نوشينروان |
| كه بادا هميشه روانش جوان |
نه زو پرهنرتر به فرزانگي |
| به تخت و بداد و به مردانگي |
دليل فروپاشي فرمانروايي ساسانيان
از برخي از آلساسان پرسيدند كه چرا حكومت پس از سالهاي طولاني از دست شما بيرون شد؟ پاسخ دادند كارهاي بزرگ را كه لايق انسانهاي خردمند و بزرگ بود به انسانهاي كوچك داديم. سرانجام اهل تجربه و خرد ضايع شدند و پيران و بزرگان از ميان رفتند و كساني كه خردشان اسير هوا و هوس بود بر همهي كارها چيره شدند و پادشاهي از دست رفت.
منبع
جزيره دانش
برگرفته از اندرز حاكمانه(بازنويسي كتاب تحفة الملوك، اثر علي بن حفص محمود اصفهاني). به كوشش علياكبر احمدي داراني. مؤسسهي فرهنگي اهل قلم، چاپ دوم 1382
نوشته شده توسط فريدون در سه شنبه 27 اسفند1387 ساعت 9:18 موضوع | لينک ثابت
آنچه میخوانید قسمتی از ترجمه(زندگینامه) سلیمانشاه حاکم کردستان است ، که به قلم علامه محمد
قزوینی به کتاب «تاریخ جهانگشای جوینی» افزوده شده است. در این متن از اختلافات میان سلیمانشاه
و اتابکان لر – آل خورشید- صحبت به میان آمده است. قدرتنمایی اتابک لر و جنگهای مداوم وی با
همسایه شمالی ، خلیفه را به جانبداری از سلیمانشاه کشاند، خلیل بدر بعد از سالها لشکرکشی و
تصرفات متعدد در قلمرو سلیمانشاه در برابر سپاه مشترک خلیفه و سلیمانشاه شکست خورد و کشته
شد و این نقطه عطفی بود در کینه ورزی لرها و عباسیان که از همان اغاز حکومت آل خورشید وجود
داشت.
منبع: وبلاگ قوم لر
نوشته شده توسط فريدون در شنبه 3 اسفند1387 ساعت 7:49 موضوع | لينک ثابت
با صدای زنگ sms به
سمت موبايل خود می روم. پیام يا توهین نامه ای در قالب مدرن و امروزی به
هدف خنداندن، به مسخره فرهنگ و كلمات لری و طعنه زدن به این قوم بزرگ از
يك دوست عزيز برايم ارسال شده است. اگر این پیام ها يا ريشخندها در
سرزمینی غیر سرزمین خودمان پخش می شد کمتر حسرت می خوردم و با خود می گفت که اطلاعی از فرهنگ ما ندارند. .ولی افسوس و صد افسوس که فرهنگ ما بوسیله خودمان و به ریشخند گرفته می شود
باز با صدای زنگ sms موبایل خود به سمت ان می رویم و پس از باز کردن پیام به متنی بر می خوریم که آهسته در حال فرهنگ زدایی می باشد. متنی که حاوی مطلبی در باره ی یکی از رسومات یا لغات لری می باشد که در ادامه ان به توضیح ان کلمه ، یا رسم محلی می پردازد آن هم با لحنی طعنه آمیز و مسخره. ولی نه برای معرفی یا معنی کردن آن لغت بلکه برای به مسخره گرفتن و نابود کردن فرهنگ لر.
پس از خواندن این پیام ها شاید لبخندی بر گوشه لبانمان بنشیند ولی آیا فکر کرده اید که این پیام ها توهین نامه هایی بیش نیستند که در قالب مدرن و امروزی سعی در تخریب و زدودن پنهانی و آرام آرام فرهنگ لری دارند.پیا م هایی که نه دیگر در قالب رمز جدول،روزنامه و یا طنز های روزنامه ای ،مصاحبه های تاریخ دانان و… به مسخره کردن و طعنه زدن به این قوم بزرگ می پردازند.پیام هایی که هدفی جز خنداندن ندارند وای آیا واقعا هدف این گونه پیام ها این است؟؟؟؟
آیا غرض ورزی و مقصودی در پشت این پیامم ها نهفته نیست ؟؟؟؟
آیا به مطلبی که می خندیم ،گوشه از فرهنگ خودمان نیست؟؟
آیا ما خود را لر نمی دانیم که به فرهنگ و رسومات خودمان می خندیم؟؟؟
آیا ما در لرستان زندگی نمی کنیم که حالا این پیام ها فرهنگ زدا قوم لر به دست مردم لر پخش می شود؟
تاحال فکر نکرده ایم به مطلبی که می خندیم ،به خودمان می خندیم ،به فرهنگمان ،به رسوماتمان ، به زبانمان.
نگویید از روی تعصب حرف می زند.چون برای همه اقوام احترام و برابری قایل هستم.ولی وقتی می بینم که رسم و رسومی ،آداب و فرهنگی که نسل به نسل اجداد ما با همه مشکلات و دشواری ها،قرن به قرن،و در طول زمان، سعی در حفظ و پاسداشت آن کرده اند اینگونه به مسخره و استهزاگرفته می شوند به حال خودمان گریه ام می گیرد.
اگر این پیام ها در سرزمینی غیر سرزمین خودمان پخش می شد کمتر حسرت می خوردم و با خود می گفت که اطلاعی از فرهنگ ما ندارند .ولی افسوس و صد افسوس که فرهنگ ما بوسیله خودمان و به ریشخند گرفته می شود تا آنجا که به خود می آییم و فرهنگ ما جز فرهنگ smsنیست که فقط باید در گوشی های همرا ه آن را پیدا کرد.
مهمترین تاثیر این پیام ها فرهنگ زدایی است .به این صورت که آن قدر رسومات و فرهنگ خودمان را بوسیله این پیام ها به استهزا می گیرند که در ذهن مان، از فرهنگمان چیزی جز پیام های چند خطی باقی نمی ماند.
نمیدانم، می خوانیم و می خندیم و ارسال می کنیم تا هنگامی که در گوشه و کناری از این میهن پهناور از ما درباره فرهنگمان سوال می کنند و ما می مانیم و جواب و فرهنگ اس ام اسی.
پس بیایید همین حالا این پیام ها را پاک کنیم …..
به جاي تخريب فرهنگ و ادبيات لري با اس ام اس هاي تفريحي مي توانيم از اين ابزار براي گسترش و تقويت فرهنگ كهن و غني سازي ادبيات لري استفاده كنيم.
منبع:لرنا
نوشته شده توسط فريدون در شنبه 19 بهمن1387 ساعت 8:6 موضوع | لينک ثابت
/* /*]]>*/ /* /*]]>*/ ابوبشر عمرو بن عثمان معروف به سیبویه از دانشمندان ایرانی صرف و نحو زبان عربی است که آرامگاهش در شهر شیراز است. معنی نام او «منسوب به سیب» است. بسیاری از نامهای ایرانی پیش از اسلام و اوایل دوره اسلامی به پسوند نسبی -ویه ختم میشد همچون دادویه، زادویه و غیره. سیبویه به سال (۱۴۰) هجری قمری در شهر بیضا از توابع فارس زاده شد, در سن ۱۴ سالگی برای تحصیل علم رهسپار بصره شد، چنانکه در آن دوران بغداد مرکز علم ودانش بود. ودر آنجا یکی از برجسته ترین علمای علم اللغة گردید. وی از علمای اعظم نحو و علوم عرب و از فلاسفه بنام است، «الکتاب» اوّلین کتاب حاوی صرف و نحو و از منابع و مأخذ قابل اطمینان است. اهمیت تاریخی سیبویه از آن جهت است که نخستین فردی بود که برای زبان عربی صرف و نحو (گرامر) نوشت و صداها را در این زبان مشخص ساخت. بنابراین، علامات ضمه، فتحه، کسره و تنوینها اختراع و کار سیبویه ایرانی است. وی با این عمل عنوان «سیبویه نحوی» را به خود اختصاص داد. بدون کاری که سیبویه کرد و در آن زمان یک شاهکار بود، پیشرفت زبان عربی میسر نبود و استحکام این زبان به این صورت باقی نمیماند. به این ترتیب، این ایرانیان بودند که برای اعراب دستور زبان (صرف و نحو) نوشتند. طبق نوشته روزنگارهای بین المللی، "سیبویه Sibavayh " زبان شناس معروف ایرانی در نخستین هفته ژانویه سال ۷۹۳ میلادی در شیراز درگذشت. /* /*]]>*/ عدهای بر این باورند که اگر سیبویه ایرانی برای زبان عرب صرف و نحو (گرامر) ننوشته بود این زبان در نوشتار همانند لهجه (گویش) یکنواخت بودن خود را از دست میداد. سیبویه هنگامی که عزم سفر به خراسان نموده بود در بین راه بیمار میشود، و در سال (۱۸۰هـ/ ۷۹۶م) در سن۴۰ سالگی در شهر شیراز دار فانی را وداع گفته و به جوار رحمت حق پیوست است.
نوشته شده توسط ابراهیم در سه شنبه 15 بهمن1387 ساعت 8:24 موضوع | لينک ثابت
بخش مهمي از مردم عراق كه همجوار با مناطق لرنشين ايران هستند را با غالبا با عنوان كرد فيلي يا كرد شيعه مي شناسند اما اخيرا در اثر ارتباطات روز افزون بين لرستان ايران و لرستان عراق، به تدريج مردم اين مناطق با ريشه هاي خود آشنا مي شوند. سايت لورستان الغربيه در اين زمينه نقش مهمي را ايفا مي كند. شعر زير را يكي از شاعران اين ديار سروده است:
داڵگه خۆشاڵه خۆت
له ڵڕستانی خۆت
له وولاتی خۆت
خۆشاڵه خۆت
داڵگه گیان
لهدووڕی شاران دووڕ بییم له توو
داڵگه ئهی داڵگم
ده ڕدت له گیانم
تۆ هایته کوو ومن هامه کوو
خۆشاڵه خۆت
له ڵرستان و پشتکو
داڵگه ودڵی ته نگی
وده ڕدی دڵی خۆم مه نم
یه بیست ساڵه دوورم له توو
وداخی ودهردی دڵی خۆم مه نم
وهغه ریوی خۆم
له شاڕان وله ووڵاتان
خۆم وه ته نيایی ..مهنهم
له غه ریوی ووڵاتی خوم
وهکوو نهی وهی مه نم
له خه مي و دهردی خۆم
ههر خۆم و خهمی خۆم مه نم
داڵگه نه مینم وبان زه وی
ئه گه ر دڵت وبان دڵم نێوی
داڵگه هه لبه ته دڵی تۆ
نه ی نه وازی دڵی مه نم
ئیمشه و وکو گشت شهو
له تاریکی وهتهنیایی مه نم
داڵگه ههڕ خۆت دهردت لهگیانم
ڕووناکی ڕیهگه ی منم
دالگه گیان
تووریایته لهمن
نه هاتم لهڵای توو
ئهی داڵگه ئهی داڵگم
ده ڕدی تۆ کهفته گیانم
لهو وهخته دووڕ که فتم له توو
داڵگه بیشه و پییم
توو هایته کوو ومن هامه کوو
خۆشاڵه خۆت
له ڵرستان و پشتکو
ژیانم وبێ تۆ نڕخیى نيه وبێ تامه
ژیان دووره له توو تاريکيه
فریه تاڵه و بێ تامه
قسیه کانت هانه گووشم
ئیشیت پیم روڵه بیا بنیش له لامه
داڵگه نیشتن له لای تۆ
وه ڵه زه ته و وه تامه
داڵگه ئه و کهسهی قه دڕی تۆ نێ زانی
خوراک وزاد له ناو ده می حه رامه
دالگه گیان
ده ڕدی تۆ کهفته وگیانم
لهو وهخته دووڕ که فتم له تۆ
ئهی داڵگه ئهی داڵگم
تۆ هایته کوو ومن هامه کوو
داڵگه ژیانم وبێ تۆ
گشتی سهقهت و په که وتوو
خه فت مه خۆ من دوورم له تۆ
خۆشاڵه خۆت نیشتیته نمازهکهیت
له ڵڕستان وپشتکو
نوشته شده توسط فريدون در شنبه 12 بهمن1387 ساعت 8:22 موضوع | لينک ثابت
آخرين نوشته ها
آريا،بزرگمرد كوچك از ديار زاگرس
دومین همایش شاهنامه خوانی بختیاری در اهواز
زنان ایرانی در دوره هخامنشیان : از همراهی سپاه تا ساخت تخت جمشید
اسناد منتشرنشده در خصوص نقش بختیاری در انقلاب مشروطه
بی دا ترین کـُر
ریشه های گمشده در تاریخ
امپراطوري ايراني در شمال آفريقا
زبان مردم لرستان در مسیر فراموشی است
يادداشتي از استاد علي اكبر شكارچي به بهانه انتشار آخرین کاست و اجرای کنسرت در آلمان
سالروز آغاز دفاع مردانه آريو برزن در راه ميهن
درباره وبلاگ

اين وبلاگ با رويكردي اجتماعي و فرهنگي، براي دوستداران ايران و فرهنگ آريايي كه در بر گيرنده همه اقوام شريف و با اصالت ميهن عزيزمان ،خصوصا قوم دلير و سر افراز لر است ايجاد گرديده است.
فهرست اصلي
نويسندگان
دوستان
پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
طراح قالب
POWERED BY